تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر - یادته :::
جمعه 25 آذر 1390

یادته :::

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

 چشاتو میبستی و منم لوس میکردم                      یادته چقدر یواشکی بوست میکردم
میگفتی که حرف دلای ما یکیه با هم                      حس میکردم واقعا واست یه تکیه گاهم
میگفتی که جدا شدن مو از سر تو                         برابر جدا شدن روح از تنه
وآخرم شد دلم داورم شد                                      تموم دروغایی که میگفتی باورم شد
 یه مشتی دروغو ترفند ، یه قصه مثله                    حرفایی که مینوشتی تو اس ام است
یکی گفت شاید اون خوبه امین تو لیافقت نداری        یکی گفت تو خیلی خوبی ولی سیاست نداری
یکی گفت ولش کنو بیا میو سرش بکش                   یکی گفت نه ، واسه عشقت ریاضت بکش
تو به دنبال یه برده فقط میگردی                            که وقتی ازش کندی دیگه پیشش بر نگردی
تو از اعتماد یه مردی، سو استفاده کردی                که تو رو میخواست ولی تو مثل یه باد سردی


زهرا
یکشنبه 4 دی 1390 06:17 ب.ظ
کاشــــ می توانستمـــــ خود را از این شبــــ طولانــــی رویاهــــا

برهانم کاشـــــ می توانستمــــ خاموش شـــــوم وزبانـــــــ فروبندمــــ,

فنــــاشوم محو شومـــــ ...من از اینـــــ روزگارخســــته شده امــــــ

روز حسرت
یکشنبه 4 دی 1390 12:19 ب.ظ
سلام . اعدام می دونی اعدام قسطی چیه ؟؟؟؟؟
وقتی این مطلب رو گذاشتم توی وبلاگم به خدا گفتم خدایا من وبگردی میکنم . هر کسی که برات عزیزه ولی فکر میکنی یه مدت از فاصله گرفته ارو خودت بزار سر راهم تا با خوندنش بهت نزدیک بشه . حالا دعوت شدی به خوندن این مطلب . می دونم وقتت با ارزشه ولی فقط 5 دقیقه اش رو بزار برای خوندنه این مطلب و خودت رو بزار به جای سعید وکیلی . اگه دل ات سوخت و آه کشیدی یه صلوات برای شادی روحش بفرست و این مطلب رو به هر کی دوست داری بفرست و نشر بده . شاید یه سر سوزن از دینی که بهشون داریم رو ادا کرده باشیم . منتظر حضورتون هستم . ممنون
پاسخ پسر یخی : خدا رحمتشون كنه
خودم كلی دپم بابا
گمگشته
یکشنبه 4 دی 1390 11:34 ق.ظ
آخ جوووووووووووووووووون

نبستیش ...

دوس دارم ... آخیششششششششش

گفتم دیگه کجا برم دنبال شعرهای خوشمل داداشیم بگردم
زهرا
شنبه 3 دی 1390 12:35 ب.ظ
• ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ • Merry Christmas • ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ •
• ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ • Merry Christmas • ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ •


• ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ • Merry Christmas • ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ •
• ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ • Merry Christmas • ˚ ˚ ˛ ˚ ˛ •
پرتو
جمعه 2 دی 1390 10:24 ب.ظ
سلام
دوست داشتی بلینک
آره بیشتر نوشته هام مال خودمه
اونایی که مال خودم نیست زیرش حتما مینویسم از کیه
ولی خب بیشترش دلتوشته های خودمه
منم ممنون که بهم سر زدی
...
جمعه 2 دی 1390 06:59 ب.ظ
تمام روزهایی که سرگرمیت بودم...
زندگیم بودی!
بی تفاوت
جمعه 2 دی 1390 02:16 ق.ظ
عجیب فکر میکردیم با توجه به عنوان وبلاگت حرفای یخی بزنی از جنس بستنی...
ولی دیدیم یهسری متنای مشغولانه بود ازجنس لیمو ترش...
اگه سرسره بازی رو یخ رودخونه خوش میگذره ادامه بده موفق باشی جناب.
پاسخ پسر یخی : من با همینا خوشم .
مریم
پنجشنبه 1 دی 1390 12:23 ب.ظ
باورت گر بشود گر نشود حرفی نیست

اما...

نفسم میگیرد در هوایی كه نفس های تو نیست

...
زهرا
سه شنبه 29 آذر 1390 09:51 ب.ظ
گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد

هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد

روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل

گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد

بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد

دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد

خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس

دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت

عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
reza
شنبه 26 آذر 1390 07:24 ب.ظ
سلام
از وبتون و مطالبش خوشم اومد
من شما رو لینک کردم ......بدون اجازه
خواستی بهم سر بزن/خواستی هم لینکم کن
منتظرم
reza
شنبه 26 آذر 1390 07:23 ب.ظ
سلام
از وبتون و مطالبش خوشم اومد
من شما رو لینک کردم ......بدون اجازه
خواستی بهم سر بزن/خواستی هم لینکم کن
منتظرم
yegi
شنبه 26 آذر 1390 06:58 ب.ظ
تو به دنبال یه برده فقط میگردی که وقتی ازش کندی دیگه پیشش بر نگردی
تو از اعتماد یه مردی، سو استفاده کردی که تو رو میخواست ولی تو مثل یه باد سردی
باب خوندن دیس لاو!!
پاسخ پسر یخی : تو که خوب خوندن شعرای منو بلدی . مگه نه ؟
من و رویاهایم
شنبه 26 آذر 1390 09:16 ق.ظ
امین انقده غمگین نباش دیگه
چرا انقد تو گذشته ای؟
راستی حبس با س نوشته میشه نه ث
مواظب خودت باش
زهرا
شنبه 26 آذر 1390 01:13 ق.ظ
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نک
زهرا
شنبه 26 آذر 1390 01:11 ق.ظ
قشنگــــ ــ ـ بود مثل همیشــــ ـــه.
نمی دونم چی بگم چون خودم حالم خوش نیست

شاد باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.