تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر - قلبای شکسته
دوشنبه 1 خرداد 1391

قلبای شکسته

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

تا ته شعرو بخون تو کنار نرو

 تا بهت بگم داستان قلبای شکسته رو

قلبایی که واسه عشق باید واسش جون هدیه کنی

قلبی تو سینه نباشه باید واسش خون گریه کنی

خون گریه کنی وقتی خستت کرده زمونه

وقتی از خدا میخوای نقشت  رو زمینم نمونه

داری منو میبنی که از زمونه بی زارم

با وجود خستگی ها با زبونه بی حالم

قلم بر میدارم مینویسم شبونه بیدارم

و کاغذ خط خطیه از دورن بیمارم

به من تهمت میزنن میگن شرور و دیوانم

میگن با این شعرام زیاد دووم نمیارم

اینا عقده های درونه که به سبک شعر میشه

عقده ای که در کنار تو درد دل میشه

کسی نمیدونه زمونه چی سر امین میاره

فقط میدونم یه قدم جلوترم دیواره

بهم میگی امین انقدر تو با خدا حرف نزن

بهت میگم بدون به اون خداوند قسم

این راه یه روز حسابی ندامت میده

سر شکستن دلا داره جنایت میشه

بهم میگی بی خیال تو که درسته راهت

بهت میگم امینم جز دل شکسته هاء

این عشقه ، که شکست به نوعی به دورشه

اونم مثله همه هشتش گروهه نهشه


`پیونشت : ساعت 02:21 صبح . دوشنبه . خوابم نمیاد .


چشم به راه
دوشنبه 8 خرداد 1391 06:36 ب.ظ
سلاااام
اومدم خبر بدم که
آآآآآآآآپم
این پستم با پستای دیگه م متفاوته
......
شنبه 6 خرداد 1391 02:54 ب.ظ
اومدم بگم هنوز از یادم نرفتی

یکم تحملت و ببر بالا

صبر داشته باش، چون

به زودی همه چی درست می شه

من با دست پر برمی گردم ....
پاسخ پسر یخی : بری بر نگردی

هر کی هستی باش
من دنیای خودمو نقاشی میکنم
zohreh
شنبه 6 خرداد 1391 01:57 ق.ظ
گفتمش دل میخری پرسید چند؟گفتمش دل ماله تو تنها بخند!خنده ای کرد دل زدستانم ربود تا به خود امدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود...
☠ زهـــــ ـــ ـــــرا ☠
پنجشنبه 4 خرداد 1391 02:33 ب.ظ
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم ....
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم ؛
برای اینکه نگذارم بیایند !!!
ز.صفری انوشه
چهارشنبه 3 خرداد 1391 04:18 ب.ظ
لینکت کردم ادمین خان
منو نفرین شدگان لینک کن
یا اینجا شهر نفرین شده است
هر کدوم عشقت کشید
فرحناااااااااااز
سه شنبه 2 خرداد 1391 05:56 ب.ظ
سلام ...واییییییییییی خیلی باهاله سایتت...حال كردام باهات....عسیسم اگه دوست داشتی بسر....منتظرت ام.....بیاییییییییییییی هااااااااا...بای تا های....
چشم به راه
سه شنبه 2 خرداد 1391 11:10 ق.ظ
واااااای خیلی قشنگ بود
حالمو عوض کردی بدجور
مخصوصا این قسمتش :
داری منو میبنی که از زمونه بی زارم

با وجود خستگی ها با زبونه بی حالم

قلم بر میدارم مینویسم شبونه بیدارم

و کاغذ خط خطیه از دورن بیمارم
SAD GIRL
سه شنبه 2 خرداد 1391 12:37 ق.ظ
اره سر شکستن دلا داره جنایت میشه/میشه بگی این جنایتا از کجا شروع میشه؟/ این تویی که می خوایم اینجوری باشی/ سرخورده و نالونو دل مرده باشی /این همه سر خوردگی، این همه غم؟!/هر چیزی اندازه داره کم کم /باش یه تسکین واسه این دل زجر کشیده / با خاطراتت عذابش نده/ بذار بازم حس کنه ارامش و دوست داشتنو/ عشق و علاقه و وفادار بودنو/زندگی رو هدیه کن به خودت/ حرفای بی ارزشم بنداز بیرون از دلت.
mahshad
دوشنبه 1 خرداد 1391 08:50 ب.ظ
salaaaaaaaaaaaaam eshgham kheyli kheyli ghashango naz bod azizam mesle hamishe
فاطمه
دوشنبه 1 خرداد 1391 01:41 ب.ظ
مثل همیشه قشنگ و دلگیر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.