تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر - ارسالی از گمنام
چهارشنبه 18 بهمن 1391

ارسالی از گمنام

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

سلام . این  شعر رو یکی از مخاطبان به اسم گمنام گذاشته جالب دیدم گفتم بزارم بخونید .
برای خوندن به ادامه مطلب برید .

غروب است .
جای احساس خالی است.
مرغی از همهمه ی بی تابی چشمانش را می بخشد.
مرد ژولیده ی شهر می خواند:
آرامش درك دردی است در سكوت هوشیاری.
دوره گردی می پرسد:
این بهار چه كسی می میرد؟
كدامین نقطه ی عطف عریان می گردد!؟
دختركی از روی شانه های امن باران بر می خیزد.
واشاره می كند به مردمی كه هم نشینی باران را دوست دارند.
ودر زیر آلاچیقها در پاركهای مشهور شهر به دعوت هم شعر می خوانند.
وچقدر آزاد است حس تنهایی دلهاشان.
وبه نماز كه می ایستند قبله شان پشت به همه ی دلتنگی هاست.
ودر تمام لحظه ها زانوهاشان غم را در كوله پشتی می فهمند.
ودر شطرنج بازی با غرور تنها گریه می بازند.
آه
سكون درد
عطش خفته ی زمین
سكوتی كه همه ی تقلایش نقطه سر خط است.
تمام خطوطی كه انشعابشان تا منحنی مثلث برمودا پیش می رود.
پاییز.
به دنبال هم نشینی بادند.
وتنها رنگ عوض می كنند.
رنگ گاهی فقط تنهایی است.
گاهی تنهایی فریاد می زند :پایان _فقط پایان.
وگاه خستگی در اعتدال شقایقها پابه پای علفهای هرز می خوابد.
كنار آبهای جهان برویم ونگاه كنیم.
وخوب نگاه كنیم.
آب چه صادقانه از دل تخته سنگها می جوشدوبر تن تخته سنگها می كوبد.
وچه اعتدال قشنگی است باور و امید.


BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 07:02 ق.ظ
Hello, after reading this awesome piece of writing i am as well delighted to
share my know-how here with mates.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 11:42 ق.ظ
Great beat ! I wish to apprentice while you amend your site, how
can i subscribe for a blog site? The account aided me a acceptable deal.
I had been a little bit acquainted of this your broadcast offered bright clear idea
هدی
سه شنبه 24 بهمن 1391 05:48 ب.ظ
دمش گرم...

باران را می گویم....

به شانه ام زد وگفت:

امروز را تو راحت استراحت کن

من به جایت میبارم...
فرات
دوشنبه 23 بهمن 1391 04:43 ب.ظ
در جواب این شعر زیبا ... میگذارم از همان 3نقطه های که هر وقت قلمم قادر به وصف احساسم نیست ...هر وقت واژه ها را گم میکنم
از ان استفاده میکنم
درود بر اندیشه ناب تان........
گمنام
دوشنبه 23 بهمن 1391 12:55 ب.ظ
راستش فكر نمی كردم شعرمو اینجوری توی وبتون بذارید.مرسی ازتون.
reihane
دوشنبه 23 بهمن 1391 12:22 ق.ظ
حل شده ام مثل یک معما...
راست می گفتی...
ساده ام...!
sadaf
جمعه 20 بهمن 1391 04:35 ب.ظ
:|
sadaf
جمعه 20 بهمن 1391 04:33 ب.ظ
نمیخوای نظر منم تایید کنی؟گناه دارمااااااا:(
amir
چهارشنبه 18 بهمن 1391 05:56 ب.ظ
سلام دمش گرم شعر زیبایی بود دست شمام درد نکنه به مام سر بزن
پاسخ پسر یخی : چشم دراولین فرصت
مهسا ابراهیمی
چهارشنبه 18 بهمن 1391 05:05 ب.ظ

دوست عزیزم سلام......
از وبلاگت بازدید کردم فوق العاده بود.
یه پیشنهاد واسه این که بازدیدت بیشتر از این بشه دارم وبلاگتا اینجا ثبت کن مینینی که چقدر تاثیر داره.
یه بار امتهان کن.
donyaham.mihanblog.com
منتظرتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر