تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر - یادگرفتم یخ باشم
چهارشنبه 23 اسفند 1391

یادگرفتم یخ باشم

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

من که حرفامو تو شعرام رک میگم بس چرا این دل پره ، میترسم روزی قلم دستمو ول کنه

این مسیر مال منه خیلی راهش کش داره ، جوهر قلم رنگ خونه توی چشمامه

آره تو چشمامه حس یه مرد ، نمیخوام بگم واست قصه ی درد

من شدم اینجا قربانی این غصه ، قلب واسه دوست داشتنه ولی بی حسه

حسی که خیلی وقته رفته .  مال هفته های سخته.  بازم حس قلمم رفته ولی خیال من تخته

زندگیم سخت بود ، اما گفتم راهی هست ، بدون امید کلماتم بی فایدست

من یه جوونم که از زندگیشم دل برید ، منو ببخشید اگه از شعرام دلخورید

من روزای سختو تکراری دارم بازم مینویسم واسه هدفی که دارم

زندگیم عجیب غریبه تو بهم بگو چرا ؟ هیشکی نیست کنارم یا  که از یخ این دلا

یاد گرفتم از یخ که سفتو سرد باشم ، یاد گرفتم که بد یا که اهل دل باشم

 


فائزه
سه شنبه 29 اسفند 1391 09:46 ب.ظ
قشنگ بود امین
ثار
سه شنبه 29 اسفند 1391 08:42 ب.ظ
اون چن تا نظر قبلی من بودم ... اینم خودمم خخخخ

چهارشنبه سوریت مبارك برای بار 4م

آپم
ققنوس
سه شنبه 29 اسفند 1391 08:42 ب.ظ
آپم داداش
گمگشته
سه شنبه 29 اسفند 1391 08:41 ب.ظ
سلام داداشی ...

حریم عشق رو هم آپ كردم ... یه كمی متفاوت ... برا چهارشنبه سوری

بیا سراغم

4شنبه سوریت مبارك عزیز خواهر
دختریخی
شنبه 26 اسفند 1391 07:20 ب.ظ
داداش ...

رفت ! واسه همیشه رفت ... درست مثل همه رفت ... گفت برام آرزوی خوشبختی داره و ول كرد و رفت !

می خوام بشكنمش تا آخر عمرش ... نمی خوام رنگ شادی و خوشبختی رو ببینه ! حتی واسه یه لحظه ...

بیا وبم ... همه چیو میفهمی !


یاد گرفتم از یخ که سفتو سرد باشم ، یاد گرفتم که بد یا که اهل دل باشم

دقیقاً همین رو یاد گرفتم ... یا میكشم یا كشته میشم ...
گمگشته
شنبه 26 اسفند 1391 07:18 ب.ظ
سلام داداشی

من هم یاد گرفتم یخ باشم... سرد و بی روح ... زندگی هیچ حد تعادلی نداره یا خیلی تلخه یا خیلی شیرین .من كه اینجوری دیدم زندگی رو ... میدونم كه تو هم بدتر از من و واضح تر از من دیدی این لعنتی رو ...
هیچی نمی گم ...
گفتنی نیست !


این حرف اصلی شعرت هست ...
زندگیم سخت بود ، اما گفتم راهی هست ، بدون امید کلماتم بی فایدست
سما
جمعه 25 اسفند 1391 11:16 ق.ظ
سلاااام وبلاگ خوبی داریااااا.دوست داری یه سر به ماهم بزن :)
NextHoliday.ir
چهارشنبه 23 اسفند 1391 11:01 ب.ظ
وبلاگ جالبی دارین. اگه به ما هم سر بزنین خوشحال می شیم.
چشم به راه
چهارشنبه 23 اسفند 1391 10:35 ب.ظ
من شدم اینجا قربانی این غصه ، قلب واسه دوست داشتنه ولی بی حسه

گاهی اوقات انقد سرد و بی روحی که خودتم از سردیه وجودت یخ میزنی ...احساست مرده...دیگه جونی نداره...بی روح .. نه خوشحال میشی نه ناراحت..
هیچ چیزی خوشحالت نمیکنه..

قشنگ بود داداش..حرف دل اینروزای منه..واقعا اینروزا همچین حسی رو دارم...:(((
هدیه
چهارشنبه 23 اسفند 1391 06:42 ب.ظ
خیلییییی زیبا بود ممنون
مینا
چهارشنبه 23 اسفند 1391 06:32 ب.ظ
p
سلام دوست عزیز اتفاقی وبلاگت رو دیدم خیلی زیبا بود دوست دارم بیام به وبلاگت سر بزنم برای اینکه آدرستو داشته باشم بیا وبلاگت رو تو سایت من ثبت

کن تا بتونم بهت سر بزنم و باهم بیشتر آشنا بشیم



http://fabner.net/
مرسی
مینا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.