تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر - برام مردی ...(بهزاد)
دوشنبه 17 تیر 1392

برام مردی ...(بهزاد)

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

من اون امین روانی اَم که میره بَد رو عصاب  ،  بیا ببین بدونِ تو سَگ شدم باز
که شبا به خاطراتِ تو چنگ می ندازه  ،  حالا به یادِ کی شبامو سَر کنم ها ؟!
من خیلی وقتِ زندگیو رَد دادم  ،  پس تعجب نکن اگه مثه سگ باشم
من فازه بَد دادم به شبایِ تاریکم  ،  چون نخواستم مثه تو همون گدایی شَم
که هَوَلِ عشقِ فقط جَلبِ چشاته  ،  من میرم تا به قولِ تو آدم حسابی شَم
اون مُرد مثه همه قبلش جون داد  ،  نمیدونه یهو از چشم افتاد
اَه وقتی خوشی هاشو بی من سَر کرد  ،  واسه دفنِ اون دلِ ما قبرستون داد
وای اینبار حال و روزم اصلا خوش نی  ،  ما عشق و نفرت یه جا با هم کشتیم
اَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَاَه دست بر نمی داره  ،  دلم شکستِ غروبِ سردِه بی چاره
که با عکسایِ تو هم دیگه حرفش شده  ،  کسی پیدا نمیشه اونو درکش کنه
من دارم میرم جلو نزدیک تر شَم  ،  که خنده رو ، رو لبام تحریم کردم
تو رگایی که یه روزی عشقِ تو جون داد  ،  حالا زهرِ نفرتو بهش تزریق کردم


پرنیا
یکشنبه 30 تیر 1392 11:59 ق.ظ
می گویند:
خوش به حالت!
از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…!
نمی دانند بعضی دردها
کمر خم می کنند، نه ابرو…!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.