تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر - فال
جمعه 6 دی 1392

فال

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

چقد دوسش داشتم اون بچه ی فال فروشو ، که میگفت مادرم مریضه تا حفظ کنه آبرشو

فدای اشک تو چشات تو که مادر نداری ، نشده که حتی ی شب تو با غم ننالی

هر روز رد میشو میبینی تو ویترینه مغازه ها ، بمیرم واست که میگی که این کفشا چند تومنه آقا

میگی امروزم مثل هر روز باید فال بفروشم ، تا چند ساله دیگه بتونم اون کفشو بپوشم

فدای مرامت بشم ای زنیکه ی پست ، بچه رو گذاشتی سر راه گفتی همینه که هست

او بچه احتیاج داشت به تو واسه بالو پرش  ، نکه بشنوه دری وری جای قصه شبش

حالا باید فال بفروشه تا در بیاره پوله موادش ، واسه اون آدمی که روزی بابا میگفت بش





پی نوشت : ادامه دارد ...


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.