تبلیغات
كلاغ پر ، عشق پر - یادم بمونه
جمعه 8 اسفند 1393

یادم بمونه

   نوشته شده توسط: پسر یخی    

این وبلاگم شد یادگار دردا رنجامو سختی هام . کی واسه خوشیم اومدم اینجا ... !
واسه خودم مینویسم . که یادم بمونه امروز کدوم روز بود . امروز همون روزیه که زیاد به عید نمونده ، تو سن 26 سالگی دیگه فهمیدم خیلی دیر فهمیدم که عشق وجود نداره ، کسی تورو دوست داشته باشه وجود نداره ، خودتو شاید گول بزنی کسی عاشقته دوستت داره از همه بیشتر دوستت داره ، نه . وجود نداره ، من امروز خورد شدم ، له شدم ، خمیر شدم دوباره ساخته شدمو دوباره خورد شدمو .... هی ... تا این سن برای دیگران زندگی کردم اشتباه کردم از این به بعد تنهای تنها تر از قبلم . امروز برگشتم به عقب نه به نقطه صفر به زیر صفر به منفی . زندگیم شده پر از اشتباهه که نمیشه به عقب برگشتو نمیشه درستش کرد . من انگار وصله ناجورم . عادت نداشتم درد و دل کنم به کسی هیچی نگفتم ولی وقتی گفتم با شدت بیشتری به خودم برگردوندندو چی دارم مینویسم  امشب . از کجا نمیدونم فقط می نویسم .این حس امشب رو 5 سال پیش داشتم . 5 سال پیش که دور استخر لاهیجان نشسته بودم یه تیغ رو دستم که آیا بکشم یا نکشم . الان به اونجا رسیدم . چی فکر میکردم چی شد . تنم یخ کرده . حس میکنم یه جسدم یه تن بی روح . خودم نمی فهمم چه حالی دارم نمیخوام کسی بفهمه چه حالی دارم کسی نمیتونه جز خدا بدونه الان تو چه حالیم . وای آخخخخخخخخخخخخ ... من ابتدای کند بارانم،لنگر بیندازید کشتی ها آرامشی قبل طوفانم. آبی مپندارید جانم را ، جدی بگیرید آهم را . میخواستم از عاشقی چیزی ... با دست خودم بستن دهانم را ... رفتم با دست خود بنوشم اشک خود را  شکستن استکانم را . امشب رو یادم بمونه که کسی بهم رحمی نکرد . آخخ سردمه امین . خیلی گلوم خشک شده حالم خوب نیست دیگه مهم نیستم حتی واسه خودم . امین یادت نره امروز رو . یادت نره بشی همون خر سابق . تو الان یخی یخه یخ . تو یه قالب جدید . یخت آب شد پسر یخی . آب شدی رفتی توی ظرفی جدیدو دیگه توی همون ظرف جا شدی حالا دوباره سرد شدی یخ میزنی ولی تو یه قالب جدید با یه آدم جدید .  تو دیگه مردی زنده نیستی .



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.